تبليغاتX
گوریل فهیم - و وقتی که ارنست همینگوی خودکشی کرد
صبح یک روز آفتابی از خواب بلند می شود.از پله ها پایین می آید،تفنگ شکاری قدیمی اش را از روی دیوار بر می دارد.از خانه ی ویلایی اش می آید بیرون.... بعد از چند ثانیه زنش با صدای شلیک تیر از خواب بلند می شود. در حالی که ارنست در کنارش نیست.
نوشته شده توسط یک گوریل فهیم 86/11/06 |