1-مردم بعضی از کشورها عادات عجیب و غریبی دارند .وقتی که اعمالشان را نگاه می کنم یک جورهایی انگشت به دهان می مانم.مانده ام آیا واقعا این ها همنوعان ما هستند یا نه.آن ها گوششان را سوراخ می کنند.زن هایشان توی چشمهایشان میله فرو می برند. زن ها و مردها روی چشم هایشان شیشه می گذارند.توی دهانشان چیزی مثل کرم می مالند.این کار را نشانه ی شخصیت و فرهنگ هم می دانند.اتفاق افتاده که در این جوامع چیزی حدود صد هزار نفر دور هم جمع می شوند و همه ی این ها فقط به یک تکه پلاستیک نگاه می کنند که این ور و آن ور می رود. جالب این است که با مشاهده ی این پلاستیک به هیجان هم می آیند.جیغ و هوار هم می کشند. بعضی هایشان را دیده ام یک جایی می ایستند ، سرشان را در هوا تکان می دهند ،موهای درازشان این ور و آنور می رود و دست هایشان را احمقانه تکان می دهند.یکی از احمقانه ترین کارهایشان اینست که توی بدنشان سوزن فرو می کنند.خودشان را از کوه می اندازند پایین. یا حتی سه روز از کوه بلندی بالا می روند و بعد که رسیدند به قله ی کوه بدون اینکه آن بالا هیچ کاری انجام داده باشند برمی گردنند می آیند پایین.گردن بعضی هایشان را آویزان می کنند به یک تکه طناب تا خفه شوند و بمیرند.
2-ما وقتی به صورت و ظاهر افرادی که در قبایل آفریقایی زندگی می کنند نگاه می کنیم از تعجب شاخ در می آوریم .روی گونه هایشان با رنگ های تند قرمز و آبی و سیاه نقاشی می کنند. توی غضروف دماغشان میله فرو می کنند.در بعضی از جاها معیار زیبابی زن هایشان این است که گردنشان دراز تر باشد.برای همین گردنشان را داخل یک لوله ی استوانه ای شکلی می کنند تا آن را دراز نگه دارند.گوشت خام می خورند. توی فیلم آپوکالیپتو می شود خیلی دیگر از این عادات را دید.هر چند جریان آن فیلم در آمریکای جنوبی می گذشت.
3-اگر یکی از افراد آن قبایل آفریقایی بیاید و به عنوان توریست، کشوری مثل ایران ما را ببیند حتی ممکن است از تعجب سکته کند و بمیرد.تمام آن چیزهایی که در بند یک توصیف شد را در ایران مشاهده می کند .مشاهداتش را در وبلاگش می نویسد و خواننده های قبیله اش هم پیش خودشان می گویند عجب افراد دیوانه ای آنجا زندگی می کنند.ممکن است برای ما امری عادی شده باشد که زن ها گوششان را سوراخ می کنند و به آن گوشواره می بندند.یا با مداد زیر چشمشان خط می کشند.مردان و زنان عینک می زنند.از خمیردندان استفاده می کنند.در استادیوم آزادی می روند و چیزی حدود صد هزار نفر برای یک توپ پلاستیکی خودشان را به آب و آتش می زنند.برای ما نبوغ رهبر ارکستری که با شدت دست و سرش را تکان می دهد مایه ی تحسین است نه نشانه ی تعجب.با اینکه می ترسیم ولی ماتحتمان را در اختیار آمپول زن قرار می دهیم.بعضی ها خودشان را با چتر نجات از صخره ی کوه می اندازند پایین تا مقداری در هوا،هواتنی کنند.خیلی ها می روند قله ای را فتح می کنند ،استراحتی می کنند ،احتمالا پرچمی آنجا قرار می دهند و بعد بر می گردند پایین.
4-با این تفاسیر ما هم نباید تعجب کنیم اگر مردان در اسکاتلند دامن می پوشند. اگر مادران و پدران به همراه بچه هایشان در جزیره ی FKK ی اتریش لخت و عور کنار ساحل راه می روند و در رستوران غذا می خورند. اگر در اروپا مردان ایستاده ادرار می کنند .(از این جهت من هم خیلی وقت ها اروپایی ام) اگر پسران طرفدار هیپ هاپ و رپ گوشواره می بندند ، اگر در برزیل مردم برنج و موز پخته می خورند.اگر در چین مردم از گربه گرفته تا چشم گوریل ها را با اشتهای وصف ناپذیری به عنوان دسر می بلعند. اگر در ژاپن مردم به نشانه ی احترام جلوی پای دیگران سجده می کنند.اگر در هند مشت مشت فلفل داخل غذاهایشان می ریزند.اگر اعراب در زمان مشخصی چندین زن دارند (هرچند برای ما زیاد دور از تصور نیست) اگر در آفریقا مردم توی دماغشان سوزن فرو می کنند. اگر مرتاضان هندی با پای برهنه از روی زغال مشتعل راه می روند.
پ.ن:ایده ی این نوشته از کتاب لذات فلسفه ی ویل دورانت بود.

نوشته شده توسط یک گوریل فهیم
86/10/16 |