یک لحظه ی خیلی شیرین و دلپذیر را تجربه می کنم:ساعت هفت صبح پشت رایانه(تمسخرممنوع،کلمه ی قشنگی است به نظر من) نشسته ام .بیداد همایون از شجریان را گوش می دهم . به طنین صوت هنجره ی شجریان،صلابت ابیات حافظ ،قدرت نواختن مضراب پرویز مشکاتیان خیره می شوم.چند تا شکلات نرم که خیلی سریع و دلپذیر در دهان آب می شود می مکم و رویش شیر نسکافه ی گرم می خورم .گرمای شیر نسکافه آن شکلات ها را خیلی سریع و لذت بخش ذوب می کند و مزه اش را تا ته پرزهای زبانم فرو می برد.
این ترکیب خیلی شیرین و دلنشین است.و به من لذت خاصی می دهد.و باز همان شعار قبلی:زندگی یعنی لذت بردن از تمام لحظه ها.حتی با چیزهای خیلی ساده.
به موسیقی سنتی هم توجه کنید.هر چند که خیلی بچه مثبتی باشد.من اعتقاد دارم که همیشه به موسیقی های با کیفیت گوش بدهم.چه نوع پاپ،راک،بلوز،کلاسیک،سنتی،متالیکا ،هر نوعی که می خواهد باشد.نکته ی مهم اینست:کیفیت بالا.و متاسفانه ما در پاپ خوب کار نکرده ایم .شاید به خاطر ممنوعیت آن توسط «راس هرم» باشد.ولی موسیقی کلاسیک ما که همان سنتی باشد فوق العاده با کیفیت است.سه راس مثلث آثار شجریان را در نظر بگیرید:صدای خواننده،مهارت نوازنده و صلابت شعر. سه عنصر که هر کدام در نوع خود بهترین است. این یک ترکیب فوق العاده است.من سعی می کنم زیاد هم مدرن نباشم.با اینکه از گروه ایگلز، از سلن دیون ،از لورنا مکلین و از گروه های بلوز لذت می برم با موسیقی سنتی ایران هم خوب ارتباط برقرار می کنم .این می شود پست مدرنیسم. به نظر من بهتر از مدرنیسم رادیکال است.
من باید بروم و یک روز پر مشغله را آغاز کنم.اما مطمئنم به خاطر تجربه ی خوبی که از این صبح داشتم بتوانم لذت کافی را از روز ببرم. لذت مشغولیت زیاد!راستی نوشتن این مطالب هم به من خیلی «چسبید» .
پیام مثبت امروز(از حافظ)
یاری اندر کس نمی بینیم،یاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد؟،دوستداران را چه شد؟
آب حیوان تیره گون شد،خضر فرخ پی کجاست؟(آب حیات کدر و تیره گون شد.خضر مبارک قدم کجاست تا چاره ای کند؟)
خون چکید از شاخه گل،باد بهاران را چه شد؟
کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی،
حق شناسان را چه حال افتاد؟،یاران را چه شد؟
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخواست
عندلیبان را چه پیش آمد،هزاران را چه شد؟
حافظ اسرار الاهی کس نمی داند.خموش!
از که می پرسی.که دور روزگاران را چه شد؟
لینک روز: معجزه ی افکار عمومی در آمریکا

نوشته شده توسط یک گوریل فهیم
85/09/04 |